
پگاه باخت! زیاد هم ساده و دور از ذهن نبود. گرچه قصد توجیه ندارم اما مردان بزرگ در میدان های بزرگ ساخته می شوند. مردان بزرگ در میدان های بزرگ راه ها و ایده های جدید پیدا می کنند.در توصیف ارزش حضور در میدان های بزرگ – چه از نظر قدرت و توانایی و قابلیت ها و چه از نظر ابعاد و گستردگی – هر چه بگویم ، توضیحاتی اضافی ست و همگان شاهد و عالم بر ارزش این حضور هستند. پگاه باخت؛ پگاه ی که در همین میدان بزرگ چهار بر یک استقلال تهران را شکست داد، پگاه ی که تیم های بزرگی را – چه از لحاظ قدرت و چه از لحاظ آن چه امروز دست های پشت پرده می گویند – شکست داد، اما هیچ میدانی تا به امروز شاید به اندازه ی قهرمانی جام حذفی برای این تیم استرس زا نبوده است.
علی نظر محمدی ،ابراهیمی، تقی پور و خیلی از بچه های تیم با همان پختگی که انتظار می رفت بازی کردند ، شاید جا هایی مرتکب اشتباهاتی شدند ، جاهایی درخشیدند ، لحظاتی شادی به ارمغان آوردند و لحظاتی این حس را در درون مردمی که انتظار پیروزی داشتند آفریدند ، حس سقوط ، حس پرتاب شدن از یک بلندی ، حس توقف اما باز همه چیز جریان دارد. مثل تمام وقایع زندگی...
نمی توان گفت که برد مهم نبود ، نمی توان گفت که جام حذفی حق پگاه ی که از نیم فصل دوم عالی بازی کرد و جام حذفی را نیز مقتدرانه تا بازی فینال پیش برد – بر خلاف استقلال که تنها دلخوشی اش به طالب لو برای نبرد در ضربات پنالتی بود و شکست تیم حریف بود – اما گاهی برای برد ، نه پیشینه مهم است ، نه حتی شانس و نه حتی دست های پشت پرده ، گرچه کماکان وجود همه ی این ها را نمی توان نادیده گرفت و متقابلن تاثیرشان را، اما گاهی برای برد ، باید مرد میدان های بزرگ بود.
پگاه، مرد زیرکی که با تمام کمبود ها و بی توجهی ها از طرف مسئولان – به خصوص از طرف مسئولان کشوری و فدراسیون فوتبال – بزرگ های فوتبال ایران – که تنها برای ارضای اهداف سیاسی پا بر جای اند- را شکست داد.
شاید تنها ضعف پگاه امروز این بود ، که مرد میدان های بزرگ نبود.
قصه ای تکراری ست و فوتبال جز کوچکی از این قصه تکراری ست. سعی می کنیم چشم هایمان را بر آن چه که اتفاق می افتد ببندیم و چشم تلاش بگشاییم. سعی می کنیم نا برابری ها را نبینیم، سعی می کنیم بزرگ باشیم. مرد میدان های بزرگ این تنها راه برای شکست حریفی ست که برای اهدافش از تمامی راه ها – و لو نادرست - استفاده می کند.
امروز این شادمانی در ما می خروشد ، همین بس که حریف از ما می ترسید، نه پشتوانه ای قوی داشتیم و نه پایه هایی متزلزل ، خودمان بودیم و افتخاری که آفریدیم.
پگاه باخت، این را هم می شود با افتخار گفت، برای زنده ماندن در این همه نا برابری باید مرد میدان های بزرگ بود.
6 comments:
پگاه دوست داشتنی---دوستت داریم
خوب نوشتی خانم اخوان. ممنون
فوق العاده بود. من خیلی خوشحالم که پگاه پیام خودش رو رسونده. همین بسه. قهرمانی پیشکش اونهایی که فقط پول ملت رو خرج می کنن و دنبال دعواهای خانوادگی هستند و بی اخلاقیشون زبانزده.
همیشه همین طور بوده. این را قبل از بازی می خواستم برات بنویسم. معلوم بود که همون بلایی که سر سپاهان آوردند را خیلی راحت تر بر سر پگاه میآوردند. تیم غیر تهرانی باید خیلی قوی باشه تا بتونه تیم تهرانی را از میدون به در کنه چون اونها خارج از زمین خیلی قویاند. به هر حال تبریک میگم به خاطر تیم بسیار خوب شهرتون
البته پگاه باخت ولی این باخت خود خواسته بود به دلیل اینکه مسئولین پگاه به هیچ عنوان تمایلی به پرداخت هزینه های سفر این تیم به بازیهای باشگاههای آسیا رو نداشتن
بنابراین شما که هوادار این تیم هستید هنوزم میتونید به قدرت فنی این تیم امیدوار باشید
با امید و احسان مخالفم !
به احسان: ما توی زمین باختیم، دلیلی هم نداره توجیح کنیم، و اما سپاهان ، همه می دونن که قوی ترین مافیا رو سپاهانی ها دارن !
به امید: خود خواسته بودنش قبول ولی مطمئن باش هیچ تیمی نمیره توی زمین که ببازه ! بی تجربگی بود ! همین !
Post a Comment